وای که این چند روز چقدر ملت متولد شدن! از تولد خودم بگیرین تا تولد علی (خواهرزادم) و باباش و سارا (دختر دائی) و سعید (پسر خالم) تا محمد و علیرضا و امین و مسعود که دوستهام هستن!   در راستای همین تولدها جمعه شب رفتیم خونه علی اینا تا سالگرد تولدش رو گرامی بداریم!   قبل اینکه مراسم منعقد بشه ما مثلا رفتیم پینگ پونگ یا همون تنیس روی میز بازی کنیم! اما بعد از دقایقی بازی رو تبدیل کردیم به تنیس زیر میز و بعدشم بیس بال و آخرشم تنیس(زمین بزرگ)!   بعدشم که رفتیم انواع اقسام عکس و فیلم از خودمان تهیه کردیم برای انبساط خاطر آیندگان!!! 
کادو و کیک و شام هم که از اجزای لا ینفک اینجور مراسم هست!
خلاصه خوش گذشت، مخصوصا تیکه آخرش! حالا پیدا کنید پرتقال فروش را!

امروز CDهای ubuntu رسید! فکر نمی کردم با TNT بفرستن! خوشمان آمد!  از بس پستچی واسم مجله خارجی آورده (مجله های تبلیغاتی که مجانی هستن) فکر می کنه من خیلی خفنم!  چند وقت پیش یه مجله تخصصی چشم پزشکی به اسم Euro Times واسم اومد! در ابتدای امر مقدار متنابهی تعجب کردم! اما بعدش دیدم این که اصلا مال من نیست! مال دکتری به نام علیرضا رئوف بود که خونشون یه کوچه اونورتره و به دلیل تشابه اسم و فامیل این اشتباه رخ داده بوده!  تازه در این لحظه بود که من متوجه دو نکته شدم! اولیش پی بردن به تسلط بالای پستچی به زبان انگلیسی بود! دومین مسئله ای هم که برام روشن شد میزان خفنیت و با کلاس جلوه کردن من بود، که انگار مقصد هر چی مجله و ژورنال خارجی که می رسه به دست پستچی منطقه، خونه ماست!وای عجب توهم شیرینی!

پی نوشت : امروز شامپو بچه زدم به موهام! (در این مقال منظور از مو ، موهای بسیار کوتاه در حد یک سرباز آشخور و یا به قول دوستان یک حبس ابدی می باشد!)